![]() |
![]() |
|
|
برچسب:شخصي ديروز هوا سرد بود و بارون خيابون ها رو خيس كرده بود ،من كلاس ادبيات داشتم و تا ساعت هشت و نيم شب و بعد از اون پياده با دوستانم به سمت خونه اومديم،مراسم چهارشنبه سوري هميشه با حضور پرتعداد مردم آمل تو يكسري از مناطق شهر برگذار ميشه،چهارشنبه سوري يك رسم ديرينه ايراني هست و معمولا ايراني ها از اين فرصت براي از خانه بيرون آمدن و شادي كردن استفاده مي كنند، چهره هاي مردم رو كه مي ديدم كه اكثرا جوون هم بودند هيچكدوم بدون لبخند نبود و همه احساس خوشحالي و رضايت داشتند و دور هم جمع شده بودند و گهگاهي ترقه ها و فشفشه هاي نوري كه همه كم خطر بودند نور و صداش در فضا احساس ميشد،حضور نيروهاي پليس،ضد شورش،امنيتي بسيار چشمگير بود و هر چند قدم ايستاده بودند تا مبادا كسي خطايي ! ازش سر بزنه. من وقتي اين نيروها رو نگاه مي كردم پيش خودم برام سوال پيش اومده بود كه ما از ديدن اينها بايد احساس امنيت و آرامش كنيم يا اينكه بايد سعي كنيم ازشون فاصله بگيريم و از ديدشون دور بشيم؟اينها حافظ ما هستند يا به ما آسيب مي رسونند؟نگهبان قانون اند يا ضد قانون؟ من به دليل فعاليت هاي مدني كه داشتم براي آقايون ناشناخته نبودم و از اول مي دونستم كه چشم ازم بر نمي دارند ،خوب ولي چه دليلي داشت كه از اين مراسم باستاني محروم بشم و اين رو حق طبيعي خودم مي دونستم كه مثل بقيه نظاره گر باشم،اما خوب اسمش رو بايد بد شانسي گذاشت،بدجنسي گذاشت،قانون گريزي گذاشت يا اصلا هرچي كه فكر مي كنيد گذاشت!!! يكي از بازجوهاي اطلاعاتي كه قبلا من رو بازداشت كرده بود يكهو از آن طرف خيابون به سمت من اومد و با يك نفر ديگه با لباس رسمي انتظامي من رو هل دادند به سمت ماشين و من هم نسبت به اين عملشون اعتراض داشتم و گفتم كار شما غيرقانوني هست و هيچ دليلي براي بازداشت من وجود نداره ولي در پاسخ شنيدم كه مگه تو تعهد ندادي كه تو اين مراسمات شركت نكني؟تو ذهنم مرور مي كردم كه من همچين تعهدي ندادم و اون تعهد زوركي هم كه از من گرفته شد ارتباطي با اين مساله نداشت همينطور بحث مي كردم كه فردي كه لباس انتظامي به تن داشت و برام آشنا بود كمرم رو نيشگون گرفت با لحن تندي گفت :مودب باش و هرچي ميگه بگو چشم....كه حرف كاملا بي ربطي بود. من رو انداختند تو ماشين و مستقيم بردند اداره ي اطلاعات.متاسفانه اون فردي كه من رو غيرقانوني بازداشت كرده بود اهل هيچ منطق و معياري نيست و از قبل كه بازجوي من بود ازش برخورد نامناسبي ديده بودم كه اصلا متناسب با سن و سال حدود 50 ساله اش نبود و فقط كافي هست هر فرد عادي به چهره اش نگاه كنه و خودش بشينه و در موردش قضاوت كنه. طبق قانون، بازداشت ها به دو صورت هست،يكي جرايم مشهود و ديگري جرايم غير مشهود. جرايم مشهود به جرايمي مي گويند كه تخلفي در حضور ضابطين دادگستري صورت گرفته باشه كه بازداشت من به جرايم مشهود تعلق داشت ولي من هيچگونه تخلفي نكردم و كوچكترين مشكلي هم پيش نيامده بود در نتيجه بازداشت من چون بدون حكم قضايي صورت گرفته كاملا غيرقانوني و خودسرانه بوده كه طبق قانون براي فرد بازداشت كننده عواقب كيفري داره و جرم محسوب ميشه كه حق پيگيري براي افراد محفوظ هست. مساله ديگر تفهيم اتهام هست كه فرد بازداشت شده بايد در اولين فرصت برايش مشخص باشد كه به چه دليل بازداشت شده و جرمش چيست و سوالات بازجويي هم بايد متناسب با دليل بازداشت باشد.كه اين مساله هم در حق من رعايت نشد در نتيجه نفس حضور اجباري من در آنجا غير قانوني بود. واقعا نمي دونم تا كي بايد شاهد اين اقدامات خودسرانه و غير قانوني باشيم؟تا كي بايد اين كلمه خودسرانه را بشنويم؟كي ميشه اين مامورين به اصطلاح امنيتي برخوردشون بگونه اي باشه كه آدم احساس كنه اينها در مقابل ما نيستند؟چه وقت خودشان را اصلاح مي كنند تا ما بتونيم بهشون اعتماد پيدا كنيم؟ آدم وقتي باهاشون صحبت ميكنه_اين لااقل تجربه ي شخصي من هست_احساس ميكنه قانون يعني اون چيزي كه بازجو ميگه،حكمي كه قرار است صادر شود اون چيزي است كه وزارت اطلاعات تعيين ميكنه و نه دستگاه قضايي كشور،اصل بر متهم بودن ماست تا اصل بر برائتمان،ما بايد دغدغه ي قانون داشته باشيم تا آنها و خيلي چيزهاي ديگه كه شايد گفتنش ضرورت نداشته باشه... حدود ساعت دوازده و نيم بود كه با گرفتن پسوردهاي ايميل و وبلاگم و دادن تعهد به اينكه هر وقت خواستيمت بايد تشريف بياري ولمان كردند(همان رهايمان كردند) و بعد اومدم به خونه و هنوز براي من جاي سوال داره كه كي مي خواهند رفتارشون رو اصلاح كنند؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 26 اسفند1388ساعت 18:0 توسط نويد محبي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در اين وبلاگ در درجه ي اول براي خودم مي نويسم و سپس براي آنهايي كه به خواندن اين مطالب علاقه مند هستند،دغدغه ام حقوق بشر است و با كمپين يك ميليون امضا همكاري مي كنم.
*درج مطالب اين وبلاگ با ذكر منبع بلامانع است *نظرات من در همين وبلاگ منتشر خواهد شد،در هركجاي ديگر مطلبي از من نقل شود و يا با اسم من گفته شود مسئوليتش با من نخواهد بود. *دو وبلاگ قبلي من یکی مسدود و دیگری فیلتر شد. در صورت بروز فيلتر يا هر مشكلي در اين آدرس خواهم بود. navidmohebbi4.blogfa.com |
| پیوندهای روزانه |
|
سايت آپلود خبرگزاري رهانا خبرگزاری هرانا تا قانون خانواده برابر کمپین یک میلیون امضا/آمل مدرسه فمینیستی تغيير براي برابري بالاترين كميته گزارشگران حقوق بشر آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|